الملا فتح الله الكاشاني

434

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و فرمانبردارى من كنيد تكرير امر بتقوى و اطاعت جهت تاكيد حجة است بر ايشان و تقرير آن در نفوس ايشان چه قوم نوح بغايت سختدل و بىآذرم بودند و بجهة تنبيه است بر آنكه هر يك از امانت و حسم طمع او دلالت مىكند بر وجوب اطاعت او در چيزى كه ايشان را به آن دعوت مىكند فكيف كه هر دو با هم مجتمع شده باشند و يا به جهت اشارت به آنكه هر يك از آن تعلق بعلتى دارد از امانت و قطع طمع پس قوم نوح از روى انكار * ( قالُوا ) * گفتند در جواب نوح * ( أَ نُؤْمِنُ لَكَ ) * آيا ايمان آريم و تصديق كنيم ترا * ( وَاتَّبَعَكَ الأَرْذَلُونَ ) * و حال آنكه پيروى تو كرده‌اند سفلكان و بيقدران و فرومايگان و اهل خست و دنائت كه نه حسب دارند و نه نسب و نه جاه و مال چه اهل صنايع دنيه و خسيسه‌اند ابن عباس گفته كه مراد ايشان به اين قول اهل حياكت بودند و عكرمه گفت كه مراد ايشان به اين گفتار كفش گران بودند و نزد جمعى ديگر حجام حاصل كه ايشان بجهة سخافت عقل و قصور راى خود بر حطام دنيا اتباع اين جماعت را كه بيمال و جاه بودند مانع اتباع ايمان خود دانستند و دليل بطلان ايمان و اتباع قول نوح دانستند و به اين قول اشاره كردند به آنكه اتباع اراذل نه از سر نظر و وجه بصيرت است بلكه به جهت توقع مال و رفعت به ظاهر مؤالفند و اما به باطن مخالف و لهذا نوح ( ع ) * ( قالَ ) * گفت در جواب ايشان * ( وَما عِلْمِي ) * و نيست دانش من يا چه باشد علم من * ( بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * به آنچه هستند كه ميكنند آن را از روى اخلاص يا طمع در طعمه يعنى حكم من بر ظاهر است و چون ايشان عمل اهل ايمان ميكنند پس بر من واجبست كه حمل آن بر اخلاص كنم و بر حسب ظاهر * ( إِنْ حِسابُهُمْ ) * نيست حساب بواطن ايشان * ( إِلَّا عَلى رَبِّي ) * مگر بر پروردگار من كه مطلع است بر آن * ( لَوْ تَشْعُرُونَ ) * اگر دانيد كه عالم الغيب او است هر آينه دانيد قول مرا در اينباب و ليكن جاهليد پس مىگوييد آنچه نميدانيد قريش نيز به همين طريقه سلوك نموده در اصحاب حضرت رسول ( ص ) طعن كردند و اتباع انبيا نيز به اين صفة بودند چنان كه آورده‌اند كه هرقل كه پادشاه روم بود ابو سفيان را از اتباع رسول عليه السّلام سؤال كرد او گفت هم ضعفاء الناس و اراذلهم هرقل گفت ما زالت اتباع الانبياء كذلك حاصل كه چون قوم نوح ( ع ) اتباع او را طعن كردند و استرذال ايشان نمودند در ايمان ايشان و گفتند ايشان از روى نظر و بصيرت ايمان نياورده‌اند بلكه بر سبيل هواى نفس و بادى الامر به تو گرويده‌اند كما قال اللَّه تعالى حكاية عنهم أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ نوح ( ع ) بگفتار لو تشعرون رد اعتقاد ايشان فرمود و انكار اينكه مؤمن را اراذل گويند و اگر چه افقر مردمان باشد و افضع ايشان در حسب و نسب چه بحسب حقيقة غناء غناء